تبلیغات
آگهی استخدام - چطور از نوسانات قیمت دلار پول در بیاوریم؟

مرتبه
تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391

آنچه این روزها با نوسانات قیمت دلار می بینید، احتمالا این سوال را برایتان می سازد که (چرا این قدر بی عرضه ام که حتی بلد نیستم از نوسان قیمت دلار پول در بیاورم.) و لابد با خودتان فکر می کنید که کاش می شد شما هم شبیه به فلانی و بهمانی از این راه پولی به جیب بزنید. برای رسیدن به این نقطه, کافی است از جایی شبیه به یک پاساژ متفاوت گزارش را شروع کنم.


اگر حدود 200 متر از میدان فردوسی پایین بروید و به ابتدای خیابان منوچهری برسید، پاساژی می بینید به اسم پاساژ افشار که یکی از ده ها پاساژ قدیمی موجود در این خیابان است و شاید سنگین ترین خلافی  که مغازه دارهای این پاساژ انجام می دادند، خریدو فروش عتیقه جات و آثار باستانی قاچاق بود.


پس از نوسانات اخیر بازار ارز صاحبان اصلی این پاساژ به این نتیجه  رسیده اند که خرید و فروش صنایع دستی (حالا چه قاچاق و چه قانونی) سود زیادی ندارد و تصمیم گرفته اند به کل, البته با حفظ ظاهر، تغییر کاربری بدهند.

حالا اگر به این پاساژ بروید، با تصویری متفاوت روبرو می شوید. راهروهای این پاساژ که تا دیروز پاتوق پیرمردهای کلکسیونر دار بود، امروز پاتوق دلالانی است که قیمت ارز را لحظه به لحظه با توجه به سفارشات مافوفشان و زیر نظر دوربین های مدار بسته ای که در سرتاسر پاساژ نصب شده است، بالا و پایین می برند. یکی از دلالهای همین پاساژ مدعی می شود که در روز چیزی نزدیک به یک میلیون دلار داد و ستد می شود.


سکته هم راه حل خوبی است

اولین تصویری که در این پاساژ توجهم را جلب می کند، تلفن های پر سر و صدایش است و صدای بلند آدم هایی که داد می زنند دلار...دلار...دلار و دقیقا مثل تصویری که از بورس داریم ، برای خودشان بازار گرمی می کنند و شبیه به فیلمهای سینمایی با مشتری برخورد می کنند. برای همین است که وقتی در ورودی قدیمی پاساژ وارد می شود، حس می کنی درهای جهان به رویت باز شده اند و دنیای دلار در دستان توست، در حالی که در دستان آدم های دیگر است. توی همین فضای عجیب و غریب و سینمایی است که یکی از دلالهای قدیمی را به من معرقی می کنند و در شرایطی که خودم را یک جوان جویای پول معرفی کرده ام درباره آینده کاری در این شغل صحبت می کنم. عجیب اینجاست که نمی ترسد توی کار دست زیاد شود و خیلی ساده جواب می دهد (در بلند مدت اگه باهوش باشی شاید بتونی سود خوبی کنی. ولی این کار ، کاریه که اعصاب فولادی می خواد.)


به هر حال پاساژ آنقدر شلوع و به هم ریخته و پر سروصدا هست که حرفش را قبول کنم . اما مرد میان سالی که روبرویم ایستاده در فاصله چند دقیقه ای که با او صحبت می کنم, بی رد خور تمام اهالی آن پاساژ با او احوالپرسی می کنند، درباره اعصاب فولادی از شکلی دیگر به من هشدار می دهد(هفته پیش یه نفر تو گرونی خرید کرده بود، وقتی دید که هر روز که می گذره بیشتر ضرر می کنه, وسط همین بازار سکته کرد.)
من و سوژه ه ام برای خودمان روزهای خوشی را متصور می شویم. زمانی که متوجه می شوم بیشتر آدمهایی که توی این پاساژ در حال خرید و فروش هستند ،دلال های صرافی های بزرگ تهران اند،تازه به یک بازی پیچیده رسیده ام که هیچ کدام از کارگردانهای مطرح و محبوب و معروفی که می شناسم ،نمی توانند معادله اش را حل کنند. در حال چرخ زنی در پاساژ و گپ زدن با آدم ها هستم که متوجه می شوم ماجرای سکته کردن فقط در بین دلالان وجود ندارد و چند تن از معروفترین صرافان تهران هم در چند ماه گذشته به دلیل این نوسانات سکته کرده اند. کم مانده سوژه ام را از این پاساژ قدیمی به نوسانات ارز و رابطه اش با سکته تغییر بدهم.

 

چند روش کاملا کاربردی!


فامیل، خارجی اش خوبه

وقتی فامیلی از خارج کشور برای آدم می آید، علاوه بر گرفتن سوغاتی مزایای دیگری هم دارد (البته در این روش نگاهی کاملا ابزاری و غیر انسانی به فامیل هایتان داشته باشید). در این روش هرچه تعداد عزیزان از راه رسیده بیشتر باشد، البته در صورتی که به سن قانونی رسیده باشند و دارای گذرنامه مجزا باشند، شما پولدارتر خواهید شد. در اولین زمان به سراغ این دوستان از راه آمده بروید و گذرنامه و بلیت برگشتشان رابگیرید،(اگر ندادند باید به آنها شک کنید)! به یکی از شعب ارزی بانک های دولتی رفته،یک سری کارهای اداری انجام داده و برای هر گذرنامه  1000دلار با نرخ هر دلار 1390 تومان خریداری کنید.

اینجاست که تعداد فامیل هایتان نقش مهمی را بازی می کنند. با یک حساب تخمینی و با در نظر گرفتن کمترین عدد یعنی هزار دلار شروع می کنیم. ملیح ترین قسمت کار از اینجا به بعد است، به یکی از صرافی های معتبری که در روزنامه ها آگهی داده اند, زنگ بزنید پیک موتوری شان به در منزلتان بیاید و دلارها را با توجه به نرخ روز از شما خریداری کند. چشمتان را ببندید و سپس به آهستگی باز کنید. هم اکنون 300 هزار تومان سود کرده اید.


وقتی فامیل جواب ندهد

روش بعدی کاملا حرفه ای و علمی است و برای ابتدای راه باید چند ماهی برای کار آموزی به پاساژ افشار بروید . پس از گذراندن دوره هایی نظیر چطور پادوی خوبی باشیم، چطور به حرف بالادستی گوش کنیم، چطور به تلفن جواب بدهیم و چگونه اصطلاحات این شغل را حفظ کنیم ، می توانید با مبلغی اندک شغل تازه تان را شروع کنید. پیشنهاد مبلغ اندک را جدی بگیرید تا خطر سکته به شما نزدیک نشود.

اختلافی که بین قیمت خرید و فروش ارز وجود دارد، به شما این امکان را می دهد تا در خرید و فروش های بالا سود زیادی را به دست آورید.
قیمت خرید دلار 1690 و قمیت فروش .1700 خوب شاید این 10 تومن در ابتدا برای شما که بایک تماس تلفنی توانسته اید مبلغ 300 هزار تومن سود کنید مبلغ زیادی نباشد، اما باید بگویم این ناشی از حرفه ای نبودن شماست.

شما اگربتوانید در روز سه هزار دلار بخرید بعد آن را بفروشید در روز 30 هزار تومان کاسبی می کنید.
حالا هر قدر میزان سرمایه شما زیاد باشد سودتان هم بیشتر می شود، البته ممکن است که روزی دلار از این قیمتی که شما خریده اید پایین تر بیاید و شما با بیماری سکته قلبی آشنایی کامل پیدا کنید!


صراف کله گنده شوید

"داداشِ من بیشترین سود رو صراف های کله گنده می برن، بیشتر دلال هایی هم که اینجا می بینی،دلال های همین صراف های کله گنده اند.بعضی از صرافی ها هر روز سهمیه دلار دارن با نرخ 1400 تومن از بانک مرکزی دلار می گیرن بعد می یارن اینجا  می دن دلالشون 1700 می فروشن . سود اصلی رو اونا می کنن."
این صحبتهای دلالی است که پس از کلی بدبختی تواستم از زیر زبانش بکشم که بیشترین سود را در این بازار چه کسانی می برند.
اگر شما دو مرحله بلا را پشت سر گذاشته اید و هنوز سکته نکرده اید و به این کار علاقمند  شده اید حالا دیگر وقتش رسیده که به مرحله پایانی این شغل برسید.

می توانید یک مغازه اجاره کنید. به صورت کاملا حرفه ای و تحت نظر بانک مرکزی شروع به کارکنید. اگر در مرحله افتتاح صرافی تان موفق نشدید، مرحله چهارمی هم وجود دارد، هنوزخیلی کارها می توانید انجام بدهید که سرمایه تان از 200 هزار تومان به چیزی نزدیک به سه هزار میلیارددلار برسد.

چلچراغ




طبقه بندی: متفرقه، 
دنبالک ها: اگهی استخدام،
ارسال توسط admin ---
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ